|
نامه رئيس دفتر شهيد رجايي به ميرحسين
|
|
بني صدر چه كرده بود كه شما نكرديد؟ |
جناب آقاي موسوي زيدعزه!
سلام عليكم
اين دومين نامه است به حضورتان تقديم ميدارم. اولين نامه را كه در 9 خرداد به مناسبت انتخابات رياست جمهوري برايتان نوشتم، به نكاتي اشاره و تأكيد كردم؛ نكند آنچنان در سراب صف زيبايي سبزپوشان و حمايت همراهان اهريمني زر و تزوير سياستمداران كهنهكار محاصره شويد كه تشخيص راه از چاه براي شما ممكن نشود و زماني به خود آييد كه ديگر دير شده باشد.
اكنون خودتان قضاوت كنيد با تنگي آن حلقه محاصره چه اتفاقي افتاده است. گرهاي كه آن روز ميتوانستيد با دست باز كنيد، اكنون با دندان هم نميتوانيد باز كنيد. لطفاً آن ضربالمثل معروف را به ياد بياوريد كه «وقتي جاهلي سنگي را به چاه مياندازد؛ 40 عاقل هم نميتواند آن را درآورد!»
اما حضرتعالي كه يك عنصر فرهيخته سياسي حوزه خردورزي بوديد و با هشت سال تجربه مديريت حساس اجرايي و بيست سال در حاشيه امن، فراز و فرودهاي كشور را رصد كرده بوديد، چرا چنين كرديد كه فرصت طلايي 40 ميليون رأيدهندگان آزادانديش ايراني را هدر دهيد؟
شما كه اين همه سال غنودن و استراحت در سايه امن را به كار فرسايشي در ميدان تلاش ترجيح داده بوديد حداقل نميتوانستيد به خودتان زحمت بدهيد و حركت رو به رشد اين ملت خواهان عدالت را دنبال كنيد؟
آيا نميخواستيد باور كنيد كه اين ملت بپاخاسته بعد از گذر از دوره جنگ تا امروز چگونه توانسته قدم به قدم خرابيها را بازسازي و تدريجاً با پوستاندازي سياسي خود را تعديل و خرابيهاي جنگ را با لطف الهي ترميم كند؟
يادمان هست، امام راحل(ره) در پايان دوره تبعيد
” يكي از مشكلات شما اين است كه در سايه استراحت 20 ساله تصور كرديد بعد از پايان مديريت شما در جنگ، ديگر مشكلي نداريم “
رژيم ستمشاهي و آغاز ورود به سرزمين ستمديده ايران – با آنكه هنوز جنگي اتفاق نيفتاده بود – به اين مضمون فرمود: «براي ساختن كشور – ايران – 20 سال وقت لازم است؟»
وقتي، روح اين گفتار حكيمانه را اكثر نسل جوان خوب درك كرده بود كه ديديم ركورد موفقيتهاي مختلف در عرصههاي علمي جهاني را ميشكست و پيش ميتاخت چگونه شما كه عنصر سياسي حاضر در صحنه بوديد نگرفتيد كه تكليف ما براي رسيدن به عزت استقلال سياسي، اقتصادي و فرهنگي چيست؟
شما كه كولهباري از تجربه سياسي داشتيد و هشت سال هم به دوره نخستوزيري خود تحت عنايت آن پير فرزانه افتخار ميكنيد – كه حق هم داريد – آيا نبايد باور كنيد بعد از اين همه خرابيهاي جنگ، موفقيت كليدي ما براساس توصيه همان بزرگمرد انقلاب، در سايه وحدت و همدلي زيرنظر ولايت فقيه بوده است؟!
لطفاً همين جا به ملت پاسخ دهيد. پس چرا در اين انتخابات با آن همه توصيههاي حكيمانه و دردمندانه وليفقيه زمان، با زيركي خاص از اطاعت معظم له سرپيچي كرديد؟ - مرا ببخشيد- خودتان داوري كنيد، بني صدر چه كرده بود كه شما نكرديد؟!
شما كه دانش آموخته مدرسه روشنفكري بوديد و سنگ قانونمداري را بر سينه خود كوفتيد و در ايام انتخابات به اعتبار شوراي نگهبان خدشه وارد كرديد و با تحريك احساسات مردم اين همه غائله برپا كرديد آيا قانونپذير بوديد يا قانونگريز؟ راستي! آيا اين گونه رفتار و گفتار انتخاباتيتان ولايت فقيهي بود؟
اكنون بازگرديد به دوره 8 سال نخست وزيريتان و فيلم همان دوران مديريت خويش را واكاوي كنيد و ببينيد مردم عاشق ولايت، زير سايه رهبري امام بزرگوار براي حمايت دولت شما چه كردند؟
يادتان ميآيد مردان و زنان سراسر كشور، گويي همهشان اعضاي دلسوز يك دولت شده بودند و عامه مردم نه فقط
” چرا اين همه به اين و آن متوسل ميشويد و كشور را به معركه زورآزمايي و ايجاد تنش و آشوب ميكشانيد و مردم را در هاله ابهام فرو ميبريد؟ آيا باور نداريد عرض و آبروي خود ميبريد و زحمت ديگران ميداريد؟ “
هر چه داشتند با قناعت به كمتر، بيشترش را به جبههها فرستادند كه حتي فرزندشان را براي دفاع از انقلاب و سرزمين اسلامي روانه جبههها كردند. آيا باور ميكنيد مديريت دفاع مقدس تنها با شما نبود كه سرنخ اصلي آن در دست رهبري و مردم بود؟
بد نيست يادتان بياورم يك بار طبق روال جاري، با اعضاي دولت شما به حضور يكي از مراجع آن روز در قم كه اميد امام و انقلاب هم بود، رسيديم، وقتي گفتيد: آمديم رهنمود بگيريم، در جواب به صراحت گفت: آقاي موسوي تا كي رهنمود؟ رهنمود بس است! برويد كار كنيد و مشكل مردم را حل كنيد و...
اكنون، آقاي موسوي! گرفتيد مشكل شما كجا بود؟ عزيزم! كشوري كه سلطهطلبان جهاني به خاطر انقلابش جنگ را بر آن تحميل كرده بودند، براي اداره آن مديريت ويژه ميخواست كه اگر وجود نازنين امام بزرگوار نبود شما از عهده درست آن برنميآمديد، به ياد بياوريد براي حل معضلات كشور چرا بارها به امام (ره) پناه برديد و حتي استعفا داديد؟
امروز هم كه اكثر مردم از سابقه شما اطلاع داشتند حاضر نبودند شما را به مسئوليت رياست جمهوري انتخاب كنند كه انتخاب نكردند. چرا از مصادر قانوني كشور گله داريد؟
مردم فرانسه با همه احترامي كه به ژنرال دوگل – قهرمان جنگ جهاني – قائل بودند، بعد از جنگ رأي اختيار كامل به مديريت او ندادند! ملت ما بيدار است و انتظار دارد با مديريت اجرايي متعهد، مردمي، شجاع و تلاشگر، كشورشان مانند برخي از كشورهاي پيشرفته جنوب شرق آسيا حتي جلوتر از برنامه چشمانداز به قله پيشرفت برسد.
شايد شما در اتاق فكر، يك رجل سياسي اقتصادي مفيدي باشيد اما براي مديريت ارشد اجرايي كشور جامعيتي از صفات ناب ميخواهد – كه با عرض معذرت- شما برخي از آنها را نداشتيد.
چرا اين همه به اين و آن متوسل ميشويد و كشور را به معركه زورآزمايي و ايجاد تنش و آشوب ميكشانيد و مردم را در هاله ابهام فرو ميبريد؟ آيا باور نداريد عرض و آبروي خود ميبريد و زحمت ديگران ميداريد؟
حال كه رشته گفتار به اينجا رسيد، براساس اسناد
” همه مباني و معيارهاي قانوني را تخطئه و به تقلب كاري متهم كرديد و باعدم اطاعت از توصيههاي رهبري زمان،حتي تبعيت پذيرفته شده خودتان از امام راحل(ره) را كه تا ظهور مهدي موعود(عج) به عنوان دستورالعملي براي نسلها ثبت شد كه «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت آسيبي نرسد» به بايگاني سپريد “
تاريخ، اگر جنگهاي كشورهاي آفريقايي، عربي، آسيايي و اخيراً افغانستان و عراق را پيگيري كنيم ميبينيم چه بلايي بر سر مردم آمده و مي آيد.
آيا توجه داريم دول استعماري به اين سادگي حاضر نيستند دست از سر اين كشورها بردارند؟ اگر توانستند به زور و اگر نه تحت عنوان – آزادي دروغين- با خواب و خام كردن دولتها و ملتها، تا كودتا و انقلابهاي مخملين و ساير دستاويزهاي روز، چون نگراني جامعه جهاني از خطر هستهاي شدن كشورهاي رو به رشد با تهديد به چند گزينه – تحريم تا حمله نظامي- برنامه از پا درآوردن كشورهاي موردنظرشان را در دستور كار خود قرار ميدهند و...
راستي نمي خواهيد بپذيريد بيگانه غربي هنوز به اين كشور ما چشم طمع دارد؟ لطفاً با اين دسته گلي كه همين دو هفته به آب دادهايد به دقت پيگيري كنيد، نه فقط رسانههاي غربي كه سرانشان با همصدايي سردمداران رژيم جعلي اسرائيل در كمال وقاحت براي برافروختن آتش شعلههاي فتنه چگونه با نام حمايت از شما كف زدند و هورا كشيدند!
جناب موسوي! مملكتداري در شرايط امروز علاوه بر شرايط مقرر در قانون به بينش، تدبير، تلاش و شهامت ويژه نياز دارد. به نظر ميرسد يكي از مشكلات شما اين است كه در سايه استراحت 20 ساله تصور كرديد بعد از پايان مديريت شما در جنگ، ديگر مشكلي نداريم و يا شايد برخي اصلاحطلبان، مدتها روي شما كار كردند تا آماده شديد با يك درد مشترك!! در اين دوره بپا خيزيد و يكباره همه خواستههاي فروخوردهشان را برآورده سازيد!
اكنون ملاحظه كنيد تا كجا شما را به پيش راندند؟ بد نيست برگرديد و بخشهايي از مناظرههاي انتخاباتيتان را مرور كنيد كه چگونه هرچه خواستيد تهمت زديد و توهين كرديد و ... اما خودتان تحمل هيچ عكسالعمل- حتي از مجري برنامه - را نداشتيد كه به شما بگويد از چارچوب مناظره خارج نشويد و...
در ادامه آن، در روز انتخابات صبر نكرديد تا اگر اعتراضي داريد در موعد مقرر و از مجاري قانون پيگيري كنيد. پس به همه تاختيد.
همه مباني و معيارهاي قانوني را تخطئه و به تقلب كاري متهم كرديد و باعدم اطاعت از توصيههاي رهبري زمان،حتي تبعيت پذيرفته شده خودتان از امام راحل(ره) را كه تا ظهور مهدي موعود(عج) به عنوان دستورالعملي
” لطفاً بيش از اين به خودتان اين همه زحمت ندهيد كه اكثريت 85 درصد آراي صندوقهاي رأي را به نفع خود مصادره كنيد. نه ملت بيدار ما و نه ملل آزاده جهان اين ادعاي غيرمنطقي و غيرمستند را از شما نميپذيرند. “
براي نسلها ثبت شد كه «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت آسيبي نرسد» به بايگاني سپريد و به صلاحيت خويش لطمه بزرگ زديد و با غائله برپا كرده خود دشمنان داخلي و خارجي را شاد و اميدوار كرديد و عزت و اقتدار اسلامي ـ ملي به دست آمده 30 ساله نظام را درهم شكستيد.
پس نه تنها وفاداران به انقلاب اسلامي – حتي بخشي از آنها كه به دليل پاكدستي و رابطه و پيوند مديريتيتان با دو بزرگوار انقلاب به شما رأي دادند- همه را شرمنده ساختيد و اميد ساير ملتهاي آزاد جهان را نيز بر باد داديد!
برادر عزيز! شما كه همه پلها را پشت سر خود خراب كرديد، راستي آن ادعاي قانونمداريتان چه شد؟
آقاي موسوي! شما و حاميانتان ادعا ميكنيد در تهران خاصه مناطق شمالي، به دلايلي كه ميدانيد، اكثريت آرا به نفع شما بود. حق هم همين است اما چرا اين تصور را به استان تهران و ساير استانها تسري ميدهيد؟
چرا نميخواهيد باور كنيد آقاي احمدينژاد در طول 4 سال حداقل دو بار در همه استانها و شهرها علاوه بر حضور كارشناسانه خود و اعضاي دولتش، براي اخذ تصميم سازندگي و توزيع عدالت اجتماعي، اكسير محبت ديدار مردمي را در كام اكثر مردم چكانيد و اكنون در اين انتخابات با حضور اكثريت چشمگير، همان مردم خواستند خدمت صادقانهاش را پاس دارند- كه پاس داشتند- وانگهي 4 سال پيش، رقيب اصلي اين دوره شما كه آن روز خيلي شناخته شده نبود، از حريف قدر خود با شگفتي تفاضل آرا پيشي گرفت.
آيا نميخواهيد آراي حتمي آن دوره رقيبتان را با آراي شناخته شده جديد اين دوره كه حاصلش بيش از 24 ميليون خواهد شد، به نفع ايشان اعتراف كنيد؟
لطفاً بيش از اين به خودتان اين همه زحمت ندهيد كه اكثريت 85 درصد آراي صندوقهاي رأي را به نفع خود مصادره كنيد. نه ملت بيدار ما و نه ملل آزاده جهان اين ادعاي غيرمنطقي و غيرمستند را از شما نميپذيرند.
با اين همه هر چند معتقدم هر چه زودتر به معيارهاي قانوني احترام بگذاريد، اكثر اين ملت سرفراز شما را به گرمي خواهد پذيرفت بلكه در موعد مقرر هر آنچه از حقيقت رونمايي شود، همه انسانهاي آزادهمان با بازگشت به صميميت و احترام به هم، قانونمداري را در كشور نهادينه سازند.