یا اخا من زینبم من زینبم
از فِراقت یا حسین جان بر لبم
-
همچو خورشیدی شده رأست به نی
دیده از طفلان ِ خود بستی تو کی ؟
-
رأس تو قرآن تلاوت می کند
این اسارت پر حلاوت می کند
-
کودکانت خسته ، پا پر آبله
می رود تا شامِ غم این قافله
-
پای طفلانت مداوا می کنم
راه را بر صابران وا می کنم
-
خود فدا کردی و خلقی دیده تر
ای عزیز فاطمه نور بصر
-
گر شماتت می کند دشمن مرا
غیر زیبایی ندیدم کربلا
-
با نهیبم شد سکوتی حکمران
صوت حیدر از زبانم شد عیان
-
لب ز لب تا اینکه من وا می کنم
دشمنانت جمله رسوا می کنم
-
داغ هجرانت مرا آبم نمود
ناله طفلان چه بی تابم نمود
-
جان من با عشق تو آذین شده
چوبه ی محمل ز خون رنگین شده


