تبليغاتX
جنس سبز

جنس سبز

ز معرم تا به شعر راهی دراز است- ازین رو راه نقدش باز باز است

==========================
ز عاشورا چه داغی بر جبین است
که ایام عزا و ،  اربعین است
-
چهل روز است عاشورا بپا شد
عزای بهترین خلق خدا شد
-
چهل روز است زینب داغ دیده
که رنگ از چهره ی طفلان پریده
-
چهل روز است این داغ و اسیری
نشاند آل عبا را گرد پیری
-
چهل روز است اشک و غم قرین است
عزاداری بپا تا اربعین است
-
چهل روز است شش ماهه فدا شد
ز قتلش ذات دشمن برملا شد
-
چهل روز است سرها روی نی شد
مسیر کربلا تا شام ،  طی شد
-
چهل روز است عطش پایان گرفته
ز مولامان حسین دین ، جان گرفته
-
چهل روز است دشمن پای کوب است
بساط ظلم آنها در غروب است
-
چهل روز است اشک و ناله و خون
نموده کربلا را همچو جیحون

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 10:53 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

یکی گردید شاکی که فلان کس
ربوده حق من را همچو کرکس
-
کشید از عمق جان بیچاره فریاد
دو صد نفرین و فحش او را همی داد
-
که نامرد است و رسوایم نموده
غل و زنجیر در پایم نموده
-
فرستم شیر ِ خود1 بهر شکارش
که تا سازد به یک دم تارو مارَش
-
چو طاقت بهر این آقا سرآمد
صدای زنگ ِ گوشی اش در آمد
-
پس از قربان تصدق گفت ، عزیزی
مبادا آبرویم را بریزی
-
تو کِی خواهی که پولم را بیاری
در این اوضاع فقر و این نداری
-
جوابش داد پولت راببینی
چرا اینگونه محزون و غمینی
-
نمودش باور و گفتا تشکر
بیاغازید از نو لعن و غر غر
-
بشد این کار چون عادت برایش
شده نقل زبانها ماجرایش
-
اگر قرضی دهی محکم کن آن را
وگرنه قفل کن چفت دهان را
-
تو ضامن گشتی و او دست تنگ است
رهایی زین جفا آیا جفنگ است

1 - پسر خود

+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 11:15 بعد از ظهر  توسط مهدی 

=========================
با دست و زباني که عطايش بنمودي
انکار تو مي کرد ، تو رسوا ننمودي
-
آيات تو بشنيده و نشنيده گرفته
درس از گذر عمر وليکن نگرفته
-
انکار نمودش تو و هم جمله رسولان
در راه جهنم شده از خيل عجولان
-
آيات خدا را به تمسخر بگرفته
چونان خر و قاطر ره آخور بگرفته
-
گه گاه نمازي که به اکراه بخواند
افکار پليد از دل و انديشه نراند
-
يکدم نظري سوي خداي او ، ننمودش
در جا زدني شد ، همه اعمال و سجودش
-
پول است همه هستي و هم دارو ندارش
هم بي خبر از اينکه خزان گشته بهارش
-
خود عاقل و مردم همه را پست شمرده است
رسوا بشد از چیز پلیدی که بخورده است
-
هر حرف رکيکي شده جاري ز زبانش
ليکن سخن نيک نيامد ، ز  دهانش 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 4:10 بعد از ظهر  توسط مهدی 

۲۲ بهمن ماه یوم الله بوم الله

در انقلاب و بهمن
یکی شدیم تو و من
-
به هم زدیم بساط
جفا و ظلم دشمن
-
به رهنمود رهبر
خمینی آن دلاور
-
کاخ ستم فرو ریخت
در آن برهه تاریخ

-
در انقلاب و بهمن
یکی شدیم تو و من
-
به هم زدیم بساط
جفا و ظلم دشمن

-
به کوری چشم شاه
زمستونم بهار شد
-
به جای سوز و سرما
گلا چه بیشمار شد
-
در انقلاب و بهمن
یکی شدیم تو و من
-
به هم زدیم بساط
جفا و ظلم دشمن

-
امام اومد ز پاریس
که دیگه جای غم نیست
-
با مشت محکمی زد
توی دهان ابلیس

-
در انقلاب و بهمن
یکی شدیم تو و من
-
به هم زدیم بساط
جفا و ظلم دشمن

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 10:4 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

دریغا دین ما تنها به حرف است
لذا اعمال ما مانند برف است
-
به ظاهر خوب و نیکو  می نماید
ولی در آفتاب  ، هرگز نپاید
---------------
عشق و عاشق ، چون گل و پروانه است
این محبت با وفا  ،   مردانه است
----
در وفا داری ما  ، شک نکنی
ما رو از جمع خوبا ، دک نکنی
-
تا ابد  ، مطیع  امر  تو  شدیم
ما رو یک لحظه تو منفک نکنی
----------
عشق یعنی من نبینم غیر دوست
هر کجا را بنگرم رو سوی اوست
-
نوای بی نوایی ، صدای بی صدایی
کجا باشد به عالم ، صدا با این رسایی
-
تا که ما  دور از خدا ،  افتاده ایم
سعی ما  دائم سوی نابودی است
-
در دایره قسمت  ، ما را چه نصیب افتد
بر گو که به جز خوبی چیز دگری ؟ هرگز
-
ز ازل تا به ابد ،  مست ولایَ ت ،  شده ام
گرچه روشن نشد این چشم فدایت شده ام
-
ای تو مهدی ز نسل ابراهیم
در مقام تو جمله ، می آییم
-
مگرم رحم کنی تا که به خود آیم باز
تا  به  درگاه  تو  مولا  ، بنمایم پرواز
-
نمی دانم چه آمد ،  بر سر من
که برجا مانده این خاکستر من
-
تا دست تو بالا شد ، در دست رسول عشق
شیطان به فزع افتاد ، یک ناله دگر سر داد
----------------

های و هو دارد  فراوان خصم دون
ای خدا بنما تو خود او ، واژگون
-
الا ای سینه زنها ، شد محرم
ز بهر عاشقان شد وقت ماتم
-
درد منو ، درمان دوست
چشمم به درمانگاه اوست
-
یگانه ای ،  تو  به  هستی
چو سایه ای تو به هستی
-
عشق یعنی عجله شوق  قرار
سر به راه دوست بر بالای دار
-
داغ غزه داغ انسانیت است
راه غزه لیکن از حریت است
-
روزگار گل ، به میهن ، گشته است
تیغ اندر دست دشمن گشته است
-
اهل عالم کی دم غمخواری است ؟
غزه در سیلاب خونها جاری است
-
رسول عشق دریاب این دل شیدائی ام را
دل رسوا و گمراه و چنین ، هر جائی ام را
-
صبوری در بر اهل شقاوت
نما پیشه که این عین شعور است
-
که فحش و ناسزا در نزد عاقل
ز اخلاق پسندیده به دور است
-
تا بوده و هست اینچنین بود
در آتیه نیز اینچنین است
-
کربلا
هر روز و هر ثانیه ای
کربلا
عشق خدا در سینه ای
کربلا
جولانگه عشق و جفا
کربلا
مردان پاک با صفا
-
کربلا تکرار قابیلی بوَد
روی پاکان سرخ از سیلی بوَد
کربلا
مردانگی محصور شد
چشم خفاشان ازایشان کور شد
-
تمرین عاشقی کن در مسلخ ولایی
تا عشق را ببینی در ارض کربلایی
-
تر دامنی نزیبد عشاق این جهان را
رو ، تر نما دو دیده تا وارهانی آن را
-
بار دیگر ناحقی آشفته شد
بار دیگر گوئیا حق کشته شد
-
بار دیگر خون ناحق بر زمین
بار دیگر چشمها اندر زمین
-
بار دیگر شد مکرر حرف عشق
بار دیگر این اسیران و دمشق
-
عشق یعنی کربلای پر بلا
جان فدا بنمودن اندر این ولا
-

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 6:19 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

 

سایت

تخصصی

آپلود

عکس و

تصویر

وبلاگهای

ایرانی

دهه مبارک فجر گرامی باد 

 

اي خميني پير عشق خالقي
درد دنيا را طبيب حاذقي
-
اي خميني زنده شد بدر و حنين
جمله يارانت چو ياران حسين
-
اي خميني تا صلاي لا زدي
بر عدو شمشير الا الّه زدي
-
اي خميني گر عدويت کور شد
عالمي از نور تو پر نور شد
-
اي خميني از تو شد شوري به پا
شد بسيجي مجري امر خدا
-
اي خميني فخر عالم گشته اي
تابع انوار خاتم گشته اي
-
اي خميني انقلابت پر ثمر
مکر دشمن از خدايت بي اثر
-
اي خميني نايب برحق شدي
تا که تفسيري ز جاء الحق شدي
-
يوسف زهرا چو ، مولاي تو شد
امتي مست از تولاي تو شد

اي خميني گرچه دور از ما شدي
با رسول حق تو هم مأوا شدي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

 

========================

آقا جان


یه نظر کن که غلامت اومده
کشته ی نطق و کلامت اومده
-
یه نظر کن که گرفتار توام
عاشق زارم و بیمار توام
-
یه نظر کن که رها بشم ز غم
ندارم جا اگه از پیشت برم
-
یه نظر کن که نگات غوغا کنه
عقده های دل من رو وا کنه
-
یه نظر کن که فقیرت اومده
بسته ی عشق و اسیرت اومده
-
یه نظر کن ،  دلمو شفا بده
تو به این خونه ی دل صفا بده
-
یه نظر کن که میون جمع ما
ما بشیم پروانه و تو شمع ما
-
یه نظر کن تو شب سیاه ما
به نم چشم و ، دل پر آه ما

==============


خدا جون

گفتی ای بنده ی من ، گناه نکن

طرف شیطونا  ، یه نگاه نکن


-

شیطون آخر ، تو رو نابود می کنه
دلتو سیاه و ، پرِ دود می کنه
-
قَسَمی خورده بِدِه ،  فریب تو
تا که دوزخو ،  کنه نصیب تو
-
گفتی اما ، گوش به حرفت ندادم
تو مسیر معصیتها  ،  افتادم
-
خودمو فروختم ارزون به گناه
تا شدم پیش تو مولا  ، روسیاه
-
بنده ی صالح و  ، محبوب نشدم
هرچی نعمتم دادی ، خوب نشدم
-
 غیبت و تهمت و،  حرفای رکیک
کجا جور میاد ، با این ظاهر شیک
-
این همه دنبال دنیا ،  دویدیم
 مگه جز خفت و خاری چی دیدیم
-
دلی که سیاه شده ، روتوش کنیم
یه بارم حرف خدا رو گوش کنیم
-
دل و دنیا مون ،  باید بهشتی شه
قهر ِ با خدا بدل ،  یه آشتی شه
-
نعمتا داده که اون رو ،  بشناسیم
ولی  ما بنده های ، بی احساسیم
-
نعمت خدا رو خوردیم همیشه
اگه شکرش بکنیم زیاد میشه
-
نه که کفران بکنیم با کارامون
که باید زودی ببندیم بارامون

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 بهمن1387ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

مهدی صاحب زمان بنما ظهور
کن بدی ها را ز جمع ما تو دور
-
یادگار مصطفی و فاطمه
کن نظر یک دم به سوی ما همه
-
خود مدد کن تا که گردم منفعل
یا که خود بیرون کشم از آب و گل
-
کرده بیچاره مرا خود خواهی ام
تا به کی اندر خطا من راهی ام
-
چون زبان من چنین آلوده گشت
لحظه ای با یاد تو مولا نگشت
-
خوی و اخلاقم کجا شایسته بود
کی دلم از دام شیطان رسته بود
-
چهره و رویم چنین گشته سیاه
صد هزاران بایدم افسوس و آه
-
ظاهر دنیا فریبم داده است
از پی شیطان دلم افتاده است
-
یاد عقبی کی فراهم می شود
خالی این دل  کی ز هر غم می شود
-
ادعا کردم که  من یار تو ام
هم به سختی ها مدد کار تو ام
-
لیک نزدت همچو بیمار آمدم
این چنین بشکسته و خوار آمدم
-
جلوه ای بنما دلم پر نور کن
هر بدی را از وجودم دور کن
-
نور تو باشد صراط المستقیم
عشق تو باشد مرا عین الیقین
-
کن قرائت آیه آیات حضور
تا خدا نزدیک بنماید ظهور
-
گشته دنیا تیره از ظلم و ستم
ظالمان راهی شده سوی عدم
-
شاد کن اینک مرا قلب حزین
تا بروبم خانه دل بعد از این
-
این دلم شد تیره از خبط و خطا
برمن عاصی نجاتی کن عطا 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 5:51 بعد از ظهر  توسط مهدی  |