تبليغاتX
دشمن خمینی کافر است
ز معرم تا به شعر راهی دراز است- ازین رو راه نقدش باز باز است

شعر از آقای حسن اسحاقی

عشق پایان خوشی نیست برای من و تو

کاش نزدیک شود فاصله های من و تو

باز هم نام تو فریاد شده بر لب من

کی به هم می رسد اینبار صدای من و تو؟!

تو نپرس از من و من از تو نخواهم پرسید

بی جواب است از این لحظه چرای من و تو

بعد عمری دلمان خواست که با هم باشیم

شاید اینبار نمی خواست خدای من و تو...

مثل فرهاد دویدم، نرسیدم...رفتی

قصه ها هم نرسیدند به پای من و تو

عاقبت از غم هم روی زمین می پوسیم

کاش یک غنچه بکارند بجای من و تو

اردیبهشت88-حسن اسحاقی-کرج

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 11:30 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

نعمتم دادی که بشناسم تو را

لیک بستم بر تو من چشمان خود

-

روح و جان دادی که جاویدم کنی

وقف شیطان کردم اما جان خود

-

ماه مهمانی شد الطافت فزون

جملگی دعوت کنی بر خوان خود

-

بی سرو سامان و سرگردان شدم

از تو بنمایم طلب سامان خود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 0:47 قبل از ظهر  توسط مهدی  |