تبليغاتX
دشمن خمینی کافر است - چرا بعضی ها به دکتر احمدی نژاد رای نمی دهند ؟؟
ز معرم تا به شعر راهی دراز است- ازین رو راه نقدش باز باز است

 

 بعضی ها به آقای دکتر احمدی نژاد رای نمی دهند و برای آن دلایل بسیار زیاد و بسیار خوبی دارند ،

فعلا به ذکر چند تا از آنها اکتفا می کنم تا بعد :

۱- او به حفظ گنجینه های گرانقدر آثار باستانی در اقصی نقاط ایران  اهمیت نمی دهد چون :

پروژه هایی که ۲۰ سال روی زمین مانده بود و داشت تبدیل به آثار باستانی می شد همه را تمام کرد و آن آثار باستانی را خراب کرد !

۲- به حفظ محیط زیست اهمیت نمی دهد چون :

 پسرانش باندی ندارند که مناطق زیبای طبیعی را  ملک اختصاصی خود کنند و نمی توانند با بهره برداری  کامل از چوب جناگل (جنگل ها)شمال و شمال شرق ایران را جنگل های مزاحم را به دشت های وسیع تبدیل کنند تا پدیده ی سیل این موهبت الهی بتواند محیط زیست و خودِ زیست مردم گلستان را به کل از عرصه ی حیات پاک کند!

۳- به تخریب فرهنگ و اخلاق اجتماعی و سیاسی دست زده است چون :

به دختران دست نمی دهد . اشرار را آزاد نمی گذارد . بودجه خوبی برای ساخت فیلم و کتابهای ترویج آزادی از اخلاق و دموکراسی آمریکایی اختصاص نمی دهد . دعای فرج می خواندو و از دوران خوش قدرت برای توهین به شهدا و رزمنده ها و امام و رهبری استفاده بهینه نمی کند و از همه بدتر اینکه حضور و وجود خدا و نفوذ مدیریت امام زمان را در عالم  جدی گرفته!!!

۴- اقتصاد بلد نیست و برنامه ندارد چون :

نمی تواند از فروش هوا و آسایش شهروندان برای خودش پول  در بیاورد ! نمی تواند جیب خود و اطرافیانش را از سهام های پرسود و ملک و املاک دولتی پرکند ! نمی تواند روستاها را خالی و گداهای شهرها و حاشیه نشین ها را زیاد کند ! نمی تواند اقتصاد را به سمت تولید ثروت های کلان یک شبه هدایت کند ! با افزایش حقوق باز نشسته ها و کارگرها به اقتصاد صدمه زده ! با انجام کارهای عمرانی در روستا ها تورم ایجاد کرده ! به تولیدات بی صرفه ی داخلی بها داده در صورتی که مزیت نسبی همواره با واردات است حتی واردات پزشک ! برنامه اش هم فقط در جهت کم کردن رفاه کاخ نشینان و نخبه های پر مدعا وحراف و بی لیاقت است !و به جای صادرات مغز و فرهنگ غنی ایران به دنبال افزایش سرمایه گذاری در ایران و بازگشت جوانان تحصیل کرده است !

۵- به شهرسازی و شهرداری ها صدمه زده چون :

بودجه مترو و حمل  و نقل عمومی را زیاد کرده و نمی گذارد مردم راحت باشند و از مزایای ترافیک و دود و تراکم بدون راه بهره ببرند  اما جنبه هم ندارد که ببیند نخبه های سیاسی پول گسترش مترو را برای حقوق دادن به عمله های سیاسی خود خرج کنند و سعی می کند با مانع تراشی جلوی سوراخ برداشت های پنهان نخبه ها را بگیرد !  تازه بودجه ی ساخت تونل های فاضلاب شهری را آنقدر زیاد کرده که کاری که صد سال پیش اروپایی ها کردند و قرار بود در ایران صد سال دیگر تمام شود حالا دو سه ساله دارد تمام می شود ! واین صدمه بزرگ و غیر قابل کنترلی را به بهداشت عمومی موشها و سوسک های توی جوب ها زده است !و از همه بدتر با گذاشتن رویه غلط ثبت اسناد و املاک در کشور جلوی دلالی زمین و زیاد شدن روز به روز قیمت زمین را گرفته و آسایش روانی بدجوری را برای شهروندان هدف خود قرار داده !!! پس در آمد جناحهای سیاسی از محل دستگردان کردن زمین ها توسط بانکهای بزرگ و افزایش قیمت زمین چه می شود ؟؟؟

۶- آبروی ایران را در مجامع بین المللی به شدت در معرض خطر قرار داده:

با تعطیل نکردن انرژی هسته ای آبروی ما را پیش فرانسوی ها انگلیسی ها امریکایی ها و صهیونیست ها برده ! کاری کرده که آژانس هسته ای و صدها کشور جهان بیایند طرف ما !! به جای تبعیت از حرف زور آنها حرف معقول و انسانی خودش را به کرسی نشانده !! با تند روی هایش دل دوستان خوبی که روزی بر سر جوانان ما نقل و نبات شیمیایی می ریختند به درد اورده ! با کشورهای گدا مثل همسایه های مسلمان وسایر کشورهای ضد استکبار آنقدر دوستی می کند که حال آدم به هم می خورد ! در سرتاسر دنیا حتی در آمریکای لاتین و آفریقا هم دوستداران بسیاری برای ایران جمع کرده و این کاملا خلاف گفتگوی تمدن هاست !  حتی یک قرار داد خرید هواپیما از فرانسه نبسته که پولش را بدهد و آشش را نگیرد ! حتی یک قرار داد بای بک با شرکت های نفتی فرانسوی نبسته که منافع نفت را به دوستان عزیزمان ببخشد و بزرگوارانه رفتار کند !!! بسیار آدم سختگیر و در عین حال به نفع مردم ایران احساساتی ست !!اصلا عقل ندارد که چگونه منافع مردم را فدای منافع خودش کند ! اصلا بلد نیست  کاری کند که آن غربی های متمدن بر علیه ما اجماع بین المللی نکنند  (بین الملل یعنی ۷ کشور  نه هفت کچل!! ) و قدرت مهیب و وحشتناک و بی پایان -بیشتر از خدا ی- آنها را کاملا نادیده گرفته و از آن ابرقدرت های دیدنی و لمس کردنی جهان اطاعت نمی کند و فقط از یک خدای مجازی و غیر دیدنی اطاعت می کند !

 ۷- به جای کارهای زیر بنایی به مردم صدقه می دهد :

در این جا باید اول کارهای زیر بنایی و اصولی را تعریف کنیم ۱- دولتی کردن یا اختصاصی کردن اقتصاد به منظور انهدام صنایع نساجی - کشاورزی - دامداری - تولیدی  ۲-برنامه ریزی برای کم کردن حقوق افراد بی اهمیت جامعه و افزایش ۱۰۰ برابری حقوق مدیران خاص  ۳- فروش نفت و معدن و منابع ملی و در مقابل بی بودجه گذاشتن پروژه های عمرانی در شهرستانها و انباشته کردن درامدهای نفت در حساب ذخیره ارزی در بانکهای قدرت های بزرگ و در عوض دادن اوانتاژ و چرب کردن سیبیل شان تا آنها تا پول ما را بالا نکشندو تلاش برای بدنام کردن ایران تا آنها به جرم نکرده غنی سازی اورانیم پولهارا هپل هپو کنند  ! ۴ البته بهانه لازم برای بالا کشیدن پول را هم خودمان به دستشان می دهیم   ۵ - استفاده از حساب ذخیره ارزی فقط در موارد اختصاصی شامل موسسه و نهادهای خاص (توجه :تولید کنندگان و صادر کنندگان موفق استثنا هستند ). ۵- عدم وجود بیمه بیکاری و بهداشتی برای مردم زیرا  بیمه روستائئیان== صدقه است و پر رو می شوند .۶- استفاده از پس انداز های صندوق ذخیره بازنشستگان و فرهنگیان و تامین اجتماعی در صورت کسری بودجه به دلیل ریخت و پاشهای زایدما !

خوب حالا این احمدی نژاد همه را صدقه پرور کرده چون : ۱-حقوق باز نشسته ها را زیاد کرده ۲- قانون هماهنگ برای دریافت حقوق کارمندان وضع کرده و حقوق مدیران ما را کم کرده و سهام عدالت داده ۳- مدافع بخش خصوصی واقعی و تولید داخلی ست ۴- پولهای ایران را از حساب بانکها انگلیسی و فرانسوی در اورده ۵- انرژی هسته ای را از دست بهانه گیری ما بیرون آورده! ۶- روستا ها را آباد کرده و کارهای عمرانی در کشور را سرعت سرسام آوری داده از ۲۰ سال به دو سال ! ۷- از همه بدتر اینکه جلو در جیب گشاد سوء استفاده مدیران رانت خواررا تاحدی دوخته و این واقعاظلم بزرگی ست . ۸ - دست آخر هم بیمه روستائیان طرح پزشک خانواده بیمه زنان خانه دار و هزارتا گدا پروری و صدقه دهی دیگه کرده و نشان داده اصلا فهم اقتصادی ندارد .

من دلایل دیگری هم دارم که کم کم می گویم .....یکهو نمی شود همه اش را گفت !

شما هم اگر موافقید به او اصلا  رای ندهید !! جیز است !

 

امضا کنندگان: پایگاه مبارزان آزادی و دموکراسی و اصلاحات در ایران نیوز

اسلاح  کاران حرف هه ای(همان اصلاحاتی های حرفه ای) نیوز

اشک حسرت و آه  برای دوران ثروت و دعوا و قهر نیوز

 قطره  و دریا و ابر و کوه و آسمون و ریسمون نیوز

یکهو از سکوت مرموز بدر آی -سر به زیر نیوز

کمترین دراویش خادم الملت و التفرقه  نیوز

باطن هفت رنگ ظاهر الصلاح نیوز

بی پوسترو تبلیغات نیوز

صدای آزادی نیوز

بی عاری نیوز

نویسنده: سحریار

*****

چی شد چادری شدم !!!

 

نه اینكه از چادر بدم می آمد ها نه! اصلا! تا جایكه یادم می یاد هیچ وقت بی حجاب یا بدحجاب نبودم. روی روسری ام از بچگی خیلی حساسیت داشتم اما چادر ... به نظرم دست و پاگیر می آمد می گفتم نمی تونم جمع و جورش كنم روسری یا مقنعه رو می كشه عقب و بیشتر موهام می یاد بیرون. اصلا مگه الان پوشش من چه عیبی داره و ... البته بعضی وقتاي  خاص مثل وقتی می رفتیم زیارت چادر سرم بود اما برای همیشه خب نه

یادم می یاد دبیرستان مدرسه ای كه ما می رفتیم تا سال قبلش چادر اجباری بود اون سال هم كه ما رفتیم بهمون نگفتن الزام چادر برداشته شده مدرسه ی نمونه بود و نمی شد از خیرش گذشت اجبارا چادر سرم كردم یه مدت كه گذشت متوجه شدیم دیگه الزامی نیست از اولین كسانی بودم كه چادر رو برداشتم. مگه حجاب من چه عیبی داشت  خب؟ حتی اینكه  بابا غیر مستقیم موقع نگاه كردن به تلویزیون با دیدن یه دختر چادری می گفت چقدر چادر برای یك دختر وقار می یاره هم منو چادری نكرد. من كه حجابم مشكل نداشت چرا باید خودم رو به دردسر می انداختم سخته جمع و جور كردنش خب تازه مردم و این آدمایی كه به خاطر روسری هم به آدم می گفتند حزب اللهی كه در زبان اونا معادل امل بود چی؟ حالا چادر كه واجب نیست آدم به خاطرش با ملت دربیفته منم حجابم عیبی نداره خب... خلاصه به نظرم چادر هم مثل خمس مثل نماز مثل هرچیزی  كه آدم باید فقط به خاطر معشوقش انجام بده ظاهر سختی داره و حلاوتش رو تا وقتی انجام ندی نمی تونی بفهمی حتی وقتی به زور قانون و فشار خانواده ... چادر سرت كنی هم نمی فهمی باید فقط به خاطر او به قصد قربت او این كارها رو انجام بدی تا بفهمی تا حالا خودت رو از چه موهبتی محروم كردی اما می دونید برای من از كجا شروع شد؟ خیلی ساده این اتفاق افتاد یك اردوی سه روزه بود به مشهد مقدس ... اینقدر این مدت كم بود كه آدم دلش نمی آمد به جز حرم مطهر امام رئوفش جای دیگه ای بره از خونه كه بیرون می آمدیم صاف می رفتیم حرم و از حرم صاف می آمدیم خونه و به همین دلیل من اون سه روز دائم چادر سرم بود خب من دوست نداشتم دقیقا  جلوی در حرم چادر سرم كنم آخه آدم از لحظه ای كه پاشو از در خونه به سمت حرم مقدس بیرون می زاره انگار مورد توجه امام رضاست و خب ...  برگشتیم به شهرمون چادرم رو تا كردم و صاف گذاشتم تو كشو برای زیارت دفعه ی بعد اولین باری كه می خواستم از خونه برم بیرون آماده شده بودم داشتم از پله ها می رفتم پایین تو همین فاصله از خودم پرسیدم تو مشهد برای چی چادر سرت می كردی؟ و به خودم جواب دادم: به حرمت امام رضا(ع) یك دفعه از خودم پرسیدم خب اینجا هم شهر امام زمانه اینجا هم مورد توجه امام زمان هستی آقا داره تو رو می بینه چطوری می خوای بری توی خیابون وقتی امام زمان (عج)داره تو رو می بینه رسیده بودم به در خونه در رو باز نكردم برگشتم تو اتاقم چادرم رو برداشتم و چادری شدم برای همیشه برای همیشه به حرمت امام زمان(عج) من عاشق چادرم هستم  اینم تاج بندگی منه برای خدا و نشونه ی حرمتی كه برای آخرین حجتش دارم . و شاهدی كه هر لحظه بهم یادآوری می كنه الان جلوی چشم امام زمانت هستی شاید براتون جالب باشه هیچ كدوم از دوستان و آشنایان و فامیل هیچ عكس العمل سختی نشون ندادند شایدم نشون دادند ولی حتی اونقدر مهم نبود كه الان یادم مونده باشه شاید این از مكرهای شیطانه كه آدم رو از بهترین ها محروم می كنه با تهدید و ترس از واكنش دیگران وگرنه واقعا واكنش دیگران چقدر اهمیت داره وقتی آدم به درستی كارش مطمئنه .

*************************

سلام

چند روز پيش چند تا فايل صوتي كوتاه  (ام پي تري) با تكنولوژي سه بعدي ،(هولو فونيك ) از

 اينترنت گرفتم .

 كه  از آقاي دكتر جلالي در تلويزيون شنيده بودم  و وقتي اونها رو گوش كردم واقعاً

لذت بردم . مهمترينش آرايشگاه  بود كه انگار آرايشگر  دور و بر آدم ميچرخه و موي سر ما

 رو اصلاح ميكنه و در انتها در گوش چپمون  آهسته يه چيزي ميگه.... 

 چند تا فايل ديگه از جمله روشن كردن كبريت و صداي جعبه كبريت و غيره تا خودتون

 گوش نكردين متوجه نميشين پس از اينجا دانلودش كنيد. در ضمن با هد ست استريو و با رعايت

 چپ و راست  گوشي ...

واقعاً لذت بخشه

اگه گوش كردين حتماً نظرتون رو بنويسين 

 

*************

 

 

فرقهاي زيادي بين واژه حسين (ع) و حوسين است اينها را مي نويسم باشد تا ما حوسين را به جاي حسين عليه السلام مظلوم و معصوم ننگريم چرا که آن وقت :اين ره که تو مي روي به ترکستان است ...

 

1- اول اينکه حسين ع يکي بيشتر نيست اما حوسين متعدد است يعني هر مداحي براي خودش يک جور حوسين دارد تا انجا که مي گويند حوسين اين مداح از حوسين ان مداح بهتر است !
2- حسين (ع) نماز را ولو در بحبوحه جنگ در اول وقت به پا مي دارد ولي حوسين نماز صبح را فداي شب بيداري حوسيني خود مي کند .
3- حسين (ع) انسان سازي مي کند و ادم مي خواهد ولو يارانش خود را مصداق " و کلبهم باسط ذراعيه با لوصيد " مي دانند اما حوسين با يارانش ذکر " من کلب حوسينم " را القا مي کند و ديگر هيچ !
4- درد حسين (ع) حفظ دين و شرافت انساني است اما تمام مصائب حوسين خلاصه مي شود در عطش و سيراب کردن بندگانش .
5- حسين (ع) را بايد از مطهري ها و شيخ جعفر شوشتري ها شناخت ولي حوسين را مي شود لا به لاي اواز و اشعار نا عالمان  و نا عارفان جست .
6-حسين (ع) هميشگي است و براي هر لحظه زندگي الگويي کامل است اما حوسين فقط ده روز از سال خودنمايي مي کند و بقيه سال بهانه اي است براي دور هم ايي دوستان قديمي .
7- ياران حسين (ع) او را بنده خدا مي دانند ولي حوسينيان نعره حوسين اللهي سر مي دهند .
8- حسين (ع) تاثير " يا حسين " را منوط به پاکي قلب و خلوص و اطاعت از خدا مي داند اما حوسين مي گويد : هر چه مي خواهد دل تنگت بکن ولي " يا حوسين " فراموش نشود .
9- دوستان حسين (ع) ناخوداگاه خون گريه مي کنند اما دوستان حوسين خوداگاه خودزني و مجلس گرمي مي کنند و اعلي درجات قرب را کثرت کبوديهاي سر و سينه مي دانند و بس .
10- حسين (ع) سحرگاهان با ناله هاي اسماني خود بر روي سجاده عشق حلقه اتصال شب روز مي شود ولي حوسين سحرها ...
(سحر امدم به کويت به شکار رفته بودي / تو که سگ نبرده بودي به چه کار رفته بودي - ذکر اخر مجلس بعضي از مجالس حوسيني)
 11- حسين (ع) مشعل دار عقلانيت الهي و عبوديت است اما حوسين بسياري از کارهاي خود را به نام عشق حوسين توجيه مي کند و همه مباني عقلي و شرعي را کنار مي نهد و تکليف را از دوش حوسينيان بر مي دارد.
12- در ظهر عاشوراي حسيني فقط صداي الله اکبر ... حي علي الصلوه شنيده مي شود اما در عاشوراي حوسيني نعره هاي حوسين حوسين به جنگ اذان مي ايند .
13- عاصيان به مجالس حسين (ع) براي توبه و شفاعت مي روند اما در مجالس حوسيني گنه کاران براي مجلس داري قدم مي گذارند.
14- اگر از فقهاي دين از مجالس حسيني بپرسين بدون هيچ شرطي مي گويند : احسن الاعمال ... اما اگر از مجالس حوسيني بپرسيم مي گويند : اگر وهن دين نباشد !
15- حرارتي که از حسين (ع) در قلب هاست "لن تبرد ابدا " اما حرارت حوسيني پس از يک شور حوسيني فروکش کرده و مبدل به شب خاطره و تعريف جک و قهقهه مي شود .
16- همت مجالس حسيني کسب معرفت و شعور است ولي تلاش حوسينيان تنظيم بهتر صفها و همساني ضربات و بالا و پايين پريدن ها و شدت بيشتر شور .
17- براي سوزاندن حسينيان موسيقي و اهنگ لازم نيست اما حوسينيها تا سبک نوحه معلوم نشود که پاپ است يا چيز ديگر حال خوشي پيدا نمي کنند .
18- حسين (ع) حسينيت خود را حفظ نمود حتي زير گام اسب ها و خنجر کين دشمنان ، اما حوسين زير ذره بين معرفت و امام شناسي خود را مي بازد .
19- حسين (ع) براي شنيده شدن حرف هايش به چيزي نياز ندارد اما حوسين براي جلب توجه بيشتر به بوق و کرنا و طبل و علم و کتل دست مي يازد .
20- انکه در عاشوراي محرم سال 61 هجري در کربلا بود حسين عليه السلام بود نه حوسين .

=====================================================================

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود:

 

روزی من و فاطمه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتیم. پیامبر

سخت می‌گریست. من گفتم:«پدر و مادرم فدای شما باد؛ چرا گریه

می‌کنید؟!»

رسول خدا فرمود:«در شب معراج زن‌هایی از امت خود را دیدم که در عذاب

شدیدی بودند. از دیدن وضع آنها بسیار اندوهگین شده‌ام.»

فاطمه علیهاسلام عرض کرد:«پدر جان، عمل آن زنان چه بود که به عذاب

مبتلا شده بودند؟»

رسول خدا فرمود:«زنی را به موهایش آویخته بود و مغز سرش در آتش

می‌جوشید. او در دنیا موی خود را از مردان نمی پوشانده.

زنی را به زبانش آویخته بودند و آب جوش در حلقش می‌ریختند. او در دنیا

شوهرش را اذیت می‌کرده. زنی را با پا در تنوری از آتش آویخته بودند چرا که

بدون اجازه شوهر از خانه‌اش بیرون می‌رفته. زنی گوشت خودش را می

خورد و در زیر پایش آتش برافروخته بودند. او در دنیا خود را برای مردان زینت

می داده است.

دست‌های زنی را به پاهایش بسته بودند و مارها و عقرب‌ها بر او مسلط

بودند. او در دنیا طهارت را مراعات نمی‌کرده و نماز را خوار می شمرده است.

زنی کور و کر و لال در تابوتی از آتش بود و مغز سرش از بینی اش خارج می

شد و بدنش از جزام و برص پاره پاره شده بود. او از زنا بچه دار شده و بچه را

به شوهرش نسبت می‌داده است.

زنی گوشت تن خود را با قیچی پاره پاره می کرد. او در دنیا خود را در اختیار

مردان قرار می داده است.

زنی صورت و بدنش در آتش بود و روده های خود را می خورد. او در دنیا برای

زنا وساطت می کرده.

زنی سرش چون خوک و بدنش چون خر بود و هزاران هزار از انواع عذاب بر او

می‌بارید. او زنی بوده سخن چین و دروغ پرداز.

زنی به صورت سگ بود و آتش از دهانش خارج می‌شد و ملائکه با گرزهای

آتشین بر سرش می‌کوفتند. او در دنیا زنی بوده آوازه خوان و حسود.»

آن‌گاه رسول خدا فرمود:«وای بر آن زنی که شوهرش از او خشمگین باشد و

خوشا به حال آن زنی که شوهرش از او راضی باشد.»

 ==================================

 

بنام خدائي كه بر بندگان ناسپاس خود نيز رحم بسيار دارد

خدايا  تو كه مرا  از نيستي  آفريدي  واگر  روح خود را بر من جاري نكرده بودي  مانند لجن متعفني جز نفرت  حاصلي از هستي نداشتم .

ولي تو          توي مهربان    روح زندگي و شادابي و  محبت   را بر من    ارزاني كردي

 دو خدمتكار رايگان  بر من گماردي تا   مرا از آسيبهاي  دنيا محافظت و اسباب رشد مرا فراهم سازند .

و براي اينكه سعادت اين دنيا  و دنياي  ديگر را كه  حاصل  اعمال همين  دنيا ي  من است براي من  رقم زني

رسولاني فرستادي  تا در طي اين مسير پر خطر  راهنما و پشتيبان من باشند  و  كتاب  دادي   تا پس از  آنان   ما به كتاب مراجعه نمائيم

مهر و محبت خود را باز هم زياده كردي  و امامان  را فرستادي  تا  فهم  كتاب  را بر ما آسان نمايند 

و حال در مقابل

ما بجاي بندگي و نوكري تو  كه اين همه لطف  و محبت بر ما داشتي  چشم و گوش  و عقل خود را  بر همه اينها قفل كرده  و از

روي نفهمي و ناداني خود  راهي  بر خلاف  را  برگزيده   و با شتاب در آن گام برداشتيم .

و هميشه براي فرار از حقيقت  بهانه هاي واهي   تراشيديم   و احمقانه  غل و زنجير هايي  به دست و پاي خود بستيم و بر اين  -

لجاجت  متكبرانه  روز به روز افزوديم   ولي آيا تو  مرا تنبيه كردي   نه !  بلكه  فرصت دادي تا  شايد  بيدار  شوم  و نعمت بيشتر

دادي  تا  به ياد تو بيافتم  !!!؟؟؟

حال ميخواهم كه ديگر بسوي تو برگردم و قبل از اينكه

دستم از همه جا كوتاه شده ومرا در خاك دفن كرده

و بدنم خوراك جانوران شود

به يكايك اعمال خود رسيدگي و بر گناهانم

اعتراف نموده

و  در زمان بسيار كوتاه باقي مانده از عمرم جبران مافات

نمايم  و شكر تو را گويم كه اين فرصت آخر را هم به من دادي

و ميگويم كه خدايا

مرا عاشق خودت كن

بنده گنهكارتو

 ***********************

اي  دوست

 

بيا ملاك دوستيهايمان را بنگريم

و اينكه از دوست بايد چه توقعاتي داشته باشيم

 

دوستي كه عيوب ما را  با محبت و به خود ما بگويد

بهتر است

  يا دوستي كه   خطاهاي ما  باعث سرگرمي و تفريح

او شده و ما را به آن تشويق

و يا حتي سكوت نمايد

مسلما اين شايسته دوستي نيست

 و اگر ما خود را دوست او بدانيم

انسانيت حكم ميكند

او را از خطا باز داريم

و در صورت اصراراو را رها و از بين اينهمه بندگان خوب خدا  

آنرا كه شايسته است برگزينيم

و بياد داشته باشيم

ما تعهدي نداده ايم كه به قيمت بد بختي خود و تفريح ديگران با كسي دوستي كنيم

بياد داشته باشيم كه شيطان قسم خورده كه همه بندگان خدا را فريب دهد

 

و لازم است كساني كه آلت دست شيطان براي فريب ديگران هستند

را  از خود برانيم

و مبادا ما نيزآلت دست شيطان براي فريب ديگران

باشيم  

 

مگر خداي عزيز نفرموده حتي اگر پدر و مادر نيز امر ونهيشان

مخالف امر و نهي خدا بود از آنها اطاعت نكنيد

 

و اين تنها مورديست كه اطاعت  والدين نهي شده

ديگران كه ديگر جاي خود دارند

 

راستي كه عشق وقتي به ميان آمد و ملاكها و سبك و روش زندگي

تغيير نكرد

آن عشق نيست بلكه ادعاي پوچ و بي اساس ، و مسخره كردن خود است

عشق آن است كه انسان را رنگ و بوي معشوق بدهد

 

مخصوصا وقتي چنين معشوقي را  و صفات او را شناختي

و سعي كردي رنگ او را بگيري .

 محبت هر چيز ديگري كه آن رنگ را داشته باشد

لاجرم بر دل تو مينشيند

 

و در برابر كساني كه ، اين عشق را نشناخته و با او غريبي ميكنند نيز

غصه دار ميشوي و احساس تعهد ميكني

 

همانگونه كه پيامبر اسلام در اينگونه موارد غصه ميخورد

كه چرا آنها خود را از اين نعمت بزرگ محروم كرده اند

 

شادي واقعي نزد چنين انسانهائي است

زيرا از هر قيد و بندي رها و آزادند و اصل يكتائي خداوند را

نه فقط با زبان بلكه در اعمال خود متجلي ميكنند

 

خدا برما ببخشد جرم مارا

بيا  از جان پرستيم اين خدا را